چوب دو سر طلا!

امروز فوتبال ایران در ورزشگاه آزادی شاهد صحنه های جالبی بود.جایی که هواداران تیم تازه به میانه جدول رسیده قرمز رسم معرفت و قدرشناسی را به خوبی بجای آورده و ضمن برگزاری یک مراسم گلریزان باشکوه!در راستای تقدیر از تریبون پرنفوذ باشگاهشان برای او سنگ تمام گذاشتند.این قدردانی و تقدیس تا جایی اوج گرفت و پیش رفت که این عده نزدیک به یک نیمه تمام بی توجه به جریان بازی مشغول به سردادن انواع و اقسام شعارهای ابداعی و تقلیدی و خودجوش در وصف این ناعادل قرمز دوست بودند و ضمن سردادن شعارهایی از قبیل "فردوسی پور سروره،سروره این فوتباله"! به تکریم و تمجید از یار غارشان پرداختند...

تا اینجای کار چندان عجیب نمی نماید زیرا این تریبون قرمز آنقدر به گردن باشگاه محبوبش و هوادارانش حق دارد و در تمام سالهای سیاه این تیم در انتهای جدول پشت تیم محبوبش را خالی نکرد و چون کوهی استوار باعث پشت گرمی آن بود که با یک نیمه و یک بازی و یک فصل تشویق نمیتوانند از خجالت او دربیایند و حق مطلب را در مورد او به خوبی ادا نمایند!ارزش زحمات بی دریغ و حمایت های خالصانه این تریبون قرمز پرست وقتی بیشتر نمایان می شود که می بینیم او برخلاف سالهای گذشته ابایی از آشکار شدن سلایق شخصی و علایق قلبی خود در نزد اذهان عمومی ندارد و رنج عوارض تمایلات رنگی را هم به جان میخرد تنها به عشق تیم محبوبش!

اما ماجرا از آنجا جالب و ناراحت کننده می شود که این نمایش ملودرام قدردانی،به انواع و اقسام ناسزاها و افتراها به سرمربی تیم ما،استقلال مزین می شود و آن عده به هرنحو ممکن از خجالت سرمربی تیممان درآمدند.البته بازهم نمی توان از این ماجرا چندان تعجب نمود و بر آنها خرده گرفت.وقتی که خود ما در طول این فصل هیچگاه حمایت شایسته و بجایی از سرمربی تیممان نداشته ایم،وقتی خودمان هر بار به بهانه ای در راستای تخریب و تخطئه او گام برداشته ایم،زمانی که هرکس که از سرمربی تیمش حمایت کرد او را به انواع و اقسام روابط پشت پرده و وصله های جور و ناجور متهم کردیم،آنگاه که حتی دشمنان قسم خورده و دیرین تیممان را فقط به دلیل بی احترامی به سرمربی تیممان تمجید کرده ایم،چگونه می توانیم از هواداران رقیب انتظار تکریم و حفظ حرمت سرمربی مان را داشته باشیم؟!

اینجاست که می گوییم سرمربی تیممان چوب دو سر طلاست که از الطاف غریبه و آشنا بی نصیب نمی ماند!مسئله بحث حمایت از شخص نیست بلکه اینجا شان و جایگاه سرمربی تاج کبیر این پرافتخارترین تیم آسیا در میان است.فردی که به عنوان نفر اول تیم به نوعی به عنوان نماد باشگاه هم شناخته می شود و بی حرمتی به او بی حرمتی به کل مجموعۀ استقلال است.وقت آن رسیده که اولآ در نوع نگاه و دیدگاه هایمان درمورد سرمربی تیممان تغییراتی بدهیم و ثانیآ با واکنشی سریع و قاطع نسبت به این حرمت شکنی کاری کنیم که من بعد هرخرد و کلانی به خود اجازۀ پرده دری و توهین به احدی از مجموعۀ عظیم تـاج را ندهد و بداند که از هر دستی بدهد از همان دست و البته دو برابر آن را دریافت خواهد کرد و حکایت معروف زدی ضربتی،ضربتی نوش کن برایش تداعی گردد...

هرچند که حاصل این گفتار تنها متهم شدن به حرفهای بی پایه و اساس همیشگی ست و امیدی به دریافت مغز کلام نیست اما...باز هم امیدواریم!

"رضـا اسنقی"