مـردیـم تـا بـردیـم...

دغدغۀ شیرین...

 
بالاخره بازی پر تنش استقلال برابر مس هم انجام شد. تنشی که بیشتر از لحاظ فنی، به لحاظ حاشیه ای ایجاد شده بود که به آن پرداخته خواهد شد...
بازی با مس در نگاه اول و روی کاغذ آسان جلوه می کرد، ولی جریان مسابقه چیز دیگری می گفت!
نیمه ی اول با وجود بازی هماهنگ و منسجم، پاسکاری های کم نقص و به قول گزارشگر نبودن اضافی کاری در حرکات بازیکنان، از استقلال یک تیم مدرن و منطقی ساخته بود که اوج این حرکات شد پاس گل زیبای جباری و گلزنی آرش برهانی! که اگر قوانین فوتبال نبود، می شد حتی این گل را به نام مجتبی ثبت کنیم!
قرار گرفتن بدترین خط حمله ی لیگ در برابر بهترین خط دفاع لیگ، خیال مان را راحت کرد که دردسری از بابت حمله های تیم کرمانی نخواهیم داشت. ابن اتفاق در نیمه ی اول افتاد و انتظارات مان به بار نشست. یک خط دفاع بدون اشتباه و با اعتماد به نفس که اجازه نداد خطر چندانی دروازه آبی ها را تهدید کند، ولی با شروع نیمه ی دوم و عقب کشیدن استقلال (در حالی که انتظار داشتیم به حملات اضافه شود!) و جلو آمدن مسی ها، نتیجه اش شد اشتباه خط دفاع و باز شدن دروازه ی استقلال!
اما باز هم این آرش برهانی آماده بود که با یک دریبل فوق العاده و محو کردن مدافع و باز کردن دروازه ی مس بلافاصله جواب گل کرمانی ها را داد و آب سردی ریخت بر آتش شادی بعد از گلشان! گلی که باعث شد آرش برای همیشه در تاریخ باشگاه استقلال ماندگار شود، آن هم به عنوان بهترین گلزن! حتی اگر این برد را به حساب برهانی بگذاریم، بیراه نگفته ایم! چون بعد از این گل بود که استقلال کم کم از خود واقعی اش فاصله گرفت! فاصله آنقدر زیاد شد که گفتیم این استقلال کجا و استقلال بازی با ابومسلم کجا؟! آرش همین طور پیش برود، می تواند از بازیکنانی باشد که یک مربی نتواند
راحت کنارش بگذارد! برهانی دارد کم کم به خودباوری می رسد و این همان چیزی است که استقلال به آن نیاز دارد.
اما...
اما اتفاقات اصلی چند دقیقه بعد از گل شروع شد! وقتی که بعد از مدتها انتظار فرهاد مجیدی باز هم با لباس استقلال دیده شد!
از صحنه ای که تابلوی تعویض بالا رفت تا وقتی که داور سوت پایان بازی را زد، همه نگران این بودند که آخرش چه می شود! و متاسفانه اتفاقاتی افتاد که نباید!
فکر نمی کردیم حضور فرهاد بتواند روی بازی بازیکنی مثل جباری تاثیرگذار باشد، آنقدر که از دادن دو پاس ساده هم بر نیاید! اگر از موسوی ایراد بگیریم، حرفی نیست، چون جوان است و برای اولین بار کنار بازیکن مورد علاقه اش قرار می گرفت، ولی جباری... بحث مسخره ی بازوبند هم که فقط موضوعی بود که گزارشگر خوشمزه ی مسابقه می توانست آن را مطرح کند! همه می دانند تا زمانی که جباری و مجیدی همبازی بودند، هیچ مشکلی با هم نداشتند و تازه صمیمی هم بودند و با حضور همین جباری، فرهاد مدتها کاپیتان استقلال بود!
ولی مثل اینکه از وقتی مجیدی پایش را به زمین گذاشت همه فوتبال را فراموش کردند و بازی همان طور پیش رفت که مس می خواست!
فرو رفتن استقلال در لاک دفاعی و پاسهایی که یا اشتباه بود یا به مقصد نمی رسید، شوت های بی هدف، بعد از ورود مجیدی، آنقدر زیاد شد که باور نمی کردیم این تیم، همان استقلال مقتدر نیمه ی اول باشد! تصورمان از حضور مثبت مجیدی کاملا اشتباه از آب در آمد و آنقدر منفی شد که دعا می کردیم زودتر بازی تمام شود و فقط ۳ امتیاز را بگیریم!
برعکس، فرهاد با اینکه خوب تغذیه نمی شد، ولی تلاشش چشم گیری داشت و سعی می کرد هر جور شده خودش را اثبات کند که تا حدی هم موفق بود.
این اصلا صورت خوشی ندارد که تیم بزرگی مثل استقلال، این طور تحت تاثیر یک جو خاص قرار بگیرد! آبی پوشان قرار است در مسابقات بزرگی مثل آسیا به میدان بروند، باید بیشتر از اینها روی اعصاب و روان خود مسلط باشند که در این مورد کادر فنی و مسئولان بیشتر از هر کسی می توانند موثر باشند و باعث از بین رفتن این استرس ها شوند...
امیدوا ریم این روزهایی که تا بازی با ملوان مانده، این مشکلی که جدیدا پیش آمده، هر چه زودتر رفع شود تا با خیال راحت به مصاف حریف سرسخت شمالی برویم!
مطمئنا برطرف کردن این مورد از مربی تیزبین و مشکل پسندی مثل قلعه نوعی بر خواهد آمد...


حــدیـث امــیـری
سلطان قلبها...

کاپیتان اسبق تیم استقلال گفت: رکوردی که برهانی توانست بشکند نوش جان او باشد.

علی جباری در خصوص شکستن رکورد او توسط آرش برهانی عنوان کرد: بسیار خوشحالم که آرش توانست رکورد من را بشکند. به هر حال زمانی این رکورد دست من بوده و حالا جوان‌ها باید جای آن را بگیرند. نوش جان او هم باشد.

وی افزود: آرش پسر مودب و دوست داشتنی است امیدوارم که بهترین رکوردها را در استقلال بزند به عنوان کاپیتان چندین ساله استقلال از این اتفاق بسیار خوشحال شدم و در ادامه زندگی فوتبالی او آرزوی موفقیت می‌کنم.